جوجوی کوچولوی من

عشق کوچولوی مامان

1391/7/8 18:09
نویسنده : نونو اس ال
132 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزیز دلمقلب

نمیدونم دلم میخواد این مطلبو بخونی یا نهمتفکر. آخه من دلم نمیخود تو جوجوی قشنگم و هیچ کس دیگه بدونه که من سلول اولیه تورو از یه خانوم نیکوکار گرفتم آخه این یه رازه . اما به هر حال من چند وقت پیش اوون خانوم (دونر) رو پیدا کردم و باهاش آشنا شدم . فعلاً داریم با هم قرص اچ دی میخوریم تا ببینیم دکتر کی تصمیم میگیره تخمک رو از اون خانوم (دونر) بگیره و وقتی تو کوچولوی ناز نازی تشکیل شدی به دل من انتقال بده. فکر کنم اواخر آبان یا اوایل آذر باشه توکل به خدای بزرگ و مهربون

اوون خانوم (دونر) خیلی مهربون بود و گفت چون خودش خیلی بچه دوست داره دلش میخواد به کسی که مشکل داره کمک کنه و دلشو شاد کنه و واقعاً هم قراره دل من و بابا سیاوش رو شاد کنه . هر چند که روزای اول از این موضوع که قراره از کس دیگه ای تخمک بگیرم خیلی ناراحت بودم افسوسولی حالا به این موضوع خو گرفتم. به هر حال تو تووی دل من رشد میکنی و بزرگ میشی عشق کوچولوی من و فکر کنم فرقی نمیکنه که سلول اولیه مال کی باشه . البته امیدوارم برای تو گل قشنگم هم مهم نباشه مادر بیولوژیکیت کیه و بدون که من همیشه عاشقتم و تمام تلاشمو میکنم که مامان خوبی برات باشم عزیز دلم

بیصبرانه منتظر ورودت هستیم جوجوی کوچولوی منخیال باطل . بیشتر از این ناز نکن خوشگل من.قلب

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)